Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘تاريخ پنهان’ Category

سنی نیوز :  عکس: بدون شرح

برای بهتر دیدن عکس ها روی لينك آن کلیک کنید:

ss01

بزرگ نمايي

http://tinypic.info/files/lvwqlmx2kxai1spzfk61.jpg

ss02

بزرگ نمايي

http://tinypic.info/files/tozhf2592p5byr1iobj9.jpg

تا سال ۱۳۷۷ هجری شمسی: به قولی شهید شد!، اما هنوز  قطعی و تعطیل هم نیست!

ss03

بزرگ نمايي

http://tinypic.info/files/7936xq2o3e0f565goldn.jpg

ss04

بزرگ نمايي

http://tinypic.info/files/bc9zzzcft6texooauq1z.jpg

تا سال ۱۳۷۹ هیچ خبری از تعطیلی و شهادت نبود و دقیقا در همین سال فاطمه رضی الله عنها بدست خون آشامان شیعیان اثنی عشری رافضی صفوی به درجه شهادت!! نائل گشت.

امیدواریم که رافضیان در مقابل به شهادت رساندن ایشان در این تاریخ پاسخگوی آیندگان باشند و این تقویم ها بهترین و بزرگ ترین گواه بر ادعای ماست که فاطمه زهراء دقیقا در همین سال و به دست خون ریزان رافضی صفوی به شهادت رسیده است و باید در دادگاه عدل الهی محاکمه شوند.

 

سنی نیوز اضافه می کند که به دلیل تبلیغات رافضی ها در این ایام بیشتر به این موضوع و جوانب آن خواهد پرداخت.

Advertisements

Read Full Post »

بنیان گزار این فرقه عبدالله بن سبا یهودی است، وی ازیهودی‌های یمن بود که در اواخر دوران خلافت حضرت عثمان رضی الله عنه مدعی اسلام شد.

 گرچه او تظاهر به اسلام نمود اما در حقیقت بر یهودیتش باقی ماند و براساس آن سمپاشی کرد » او چنین وانمود می‌کرد که گویا با اهل بیت پیامبر رضی الله عنهم محبت دارد، لذا به ولایت آنان و بیزاری از دشمناشان – که گویا صحابه‌ی پیامبر بودند – دعوت میکرد. (بیشتر…)

Read Full Post »

جنگ جمل

تصويري گذرا از شهادت حضرت عثمان -رضي الله عنه-
 
در دوران خلافت راشده و بي نظير حضرت عثمان ذوالنورين -رضي الله عنه- پيشرفتهاي چشمگير اسلام و گسترش دين مبين، نزديک بود از يکسو بساط نصرانيّت را بر چيده تا به قلب اروپا قدم بگذارد و از سوي ديگر ماجراي کشته شدن پادشاه فراري خاندان ساساني، (يزدگرد سوم) به دست آسيابان مرورودي از نابودي دشمنِ مجوس گزارش مي داد، و از طرفي اطلاعيه ورود پيشتازان سپاه عثماني تا داخل آفريقا نغمه فرا رسيدن ايام مرگ کفر و استکبار و نفاق و يهوديت و زوال يکسره حکومت هاي شيطاني و پاکسازي کامل لوث شرک و بدعت و غير الله پرستي از تمام صفحة گيتي و استقرار کامل و جهاني حکومت رب العالمين را به گوش شنوندگان سر داده بود , که مسلماً و به طور حتم به نابودي کامل يهوديت و سردمداران کفر در آن روزگار منجر مي شد. بنابر اين منافقان تربيت يافته دوره ديده و آماده به خدمت (عبدالله بن سباء) که مرگ خود را در پيشرفت اسلام مي ديدند بنا به قاعده (تنازع بقاء) تاب تحمل نياوردند و براي حفظ و بقاء خود و پليدي هايشان در رنگ و صورت مسلماني خير خواه اسلام و با شعارهاي اسلامي و عدالت پسندانه اي از کمينگاه هاي (مصر) و (کوفه) و (بصره) به نام مردمان آن ديار بر آمده و منافقانه ابتدا قصد حج بيت الله و زيارت رسول الله -صلي الله عليه وسلم- را عنوان کردند, اما مستقيماً به سوي مدينه طيبه که دار الخلافت و مقر حکومت اسلام بود رفته, به آن شهر مطهر حمله بردند و خانه خليفه راشد و شهيد مظلومي را که رسول اکرم -صلي الله عليه وسلم- در زندگي خود از شهادت و مظلوميت و حقانيت وي و از ظالم و ستمکار بودن قاتلان او خبر داده بود, محاصره نمودند و آب و آذوقه را بر وي و فرزندانش قطع کردند. خانه اي که در کنار باب جبرئيل دروازه شرقي حرم رسول خدا -صلي الله عليه وسلم- و نزديک روضه پاک و آرامگاه مقدسش متصل به پاهاي شريف آن حضرت -صلي الله عليه وسلم- واقع بود. در حال روزه و در حين اشتغال به تلاوت قرآن مجيد او را به شهادت رساندند و قطرات خون پاکش را بر اوراق گرانبهاي قرآن عظيم بر آيه کريمه ?فَسَيَكْفِيكَهُمْ اللَّهُ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ)[1] ريختند که همانا تلميح صريح است به آنکه خداوند متعال از قاتلان او با خبر و از همه آنها يک به يک انتقام خواهد گرفت[2] .

1- حضرت حذيفه ابن اليمان-رضي الله عنه- فرمود: حضرت عثمان -رضي الله عنه- به بهشت و قاتلانش به دوزخ خواهند شتافت و فرمود: اگر قاتل عثمان-رضي الله عنه-  هدايتي بود همانا امت به وسيله آن شير مي دوشيد ولي کشتن او در واقع ضلالتي بود که امت در اثرش خون مي دوشيد[3] . 

2 – حضرت عبد الله بن مسعود -رضي الله عنه-  فرمود: اگر مردم حضرت عثمان -رضي الله عنه-  را شهيد کردند عوض او را هرگز نخواهند يافت[4] . 

3- حضرت سعيد بن زيد -رضي الله عنه- که از عشره مبشره مي باشد فرمود: اي مردم! به سبب ظلمي که شما بر حضرت عثمان -رضي الله عنه- روا داشتيد کوه احد حق داشت از جا بر خيزد[5]. 

4- حضرت عبدالله بن سلام -رضي الله عنه- به شورشيان گفت: مواظب باشيد و حضرت عثمان را به قتل نرسانيد ورنه تا قيامت شمشيرهايتان در ميان يکديگر به حرکت خواهد آمد[6]. هنگامي که حضرت عثمان-رضي الله عنه-  به دست شورشيان کشته شد حضرت عبدالله بن سلام فرمود: مردم دروازه فتنه ها را به روي خود گشودند که تا قيامت بسته نخواهد شد[7].

5- علامه سيوطي –رحمه الله- به نقل از مورخ شام علامه « ابن عساکر » و ابن عدي اين حديث را به روايت حضرت انس بن مالک -رضي الله عنه-  نقل کرده است که: مادامي که حضرت عثمان-رضي الله عنه-  زنده است شمشير خدا در نيام خواهد ماند و هر گاه او کشته شود شمشير خدا بي نيام خواهد شد و باز تا ابد به نيام برنخواهد گشت[8].

(آري ! اينها هستند مقصران اصلي و مسؤولان تمام مشکلاتي که با کشتن حضرت عثمان -رضي الله عنه-  و با بي نيام کردن شمشير غضب خدا بر مردم به بار آوردند . اينها هستند که ديروز رسول خدا -صلي الله عليه وسلم- را به وسيله زني يهودي مسموم کرده بودند. ابو بکر صديق -رضي الله عنه- را نيز بعد ازآن  مسموم ساخته و سپس حضرت عمر فاروق -رضي الله عنه- را در محراب نماز بر جاي نماز رسول خدا -صلي الله عليه وسلم- به وسيله مرد مجوس پليدي به شهادت رساندند. و با تغيير قيافه چهره پليد خود را زير نقاب عدالتخواهي و رفع تبعيض و حمايت اسلام مستتر داشته در لباس (انقلابيون مسلمان) در آمده هتک حرمت جوار پيامبر را مرتکب شده, خليفه راشدش را درست در سال سي و پنج هجري به شهادت رسانده و صفحات قرآن عزيز را به خون پاکش که هنوز هم فرياد خون خواهي اش طنين افکنده است گلگون کردند و آسيا سنگ اسلام را از سر جايش تکان داده ملت اسلام را به آشوب کشاندند[9]. بنا به قول حضرت ابن مسعود -رضي الله عنه- که در حق وي فرموده بود: «آسيا سنگ اسلام پس از سي و پنج سال از جاي خود تکان خواهد خورد»[10].

 ——————————————————————————–

[1] بقره / 127.

[2] مقام صحابه ص 8 و 9.

[3]  البدايه و النهايه ج 6 ص 208.

[4] مقام صحابه ص 10.

[5] منبع سابق.

[6] منبع سابق.

[7]  سيرت خلفاي راشديت ص 182.

[8]  تاريخ الخلفاء ص 125.

[9] مقام صحابه ص 11.

[10] منبع سابق ص 11-8.

اوج گرفتن فتنه ها و نقشه بعدي منافقان

ترور خليفه رسول الله -صلي الله عليه وسلم- يعني حضرت عثمان غني -رضي الله عنه- باعث شد که سيستم حکومت اسلامي دچار سردرگمي و بي نظمي شده و شکاف هاي اساسي در بدنه آن ايجاد شود که دشمنان به خوبي مي توانستند از آن بهره کافي ببرند. منافقان پس از بررسي هايي به اين نتيجه رسيده بودند که مردم مدينه پس از حضرت عثمان -رضي الله عنه- با کسي ديگر غير از حضرت علي -رضي الله عنه- بيعت نخواهند کرد به همين دليل پس از اجراي ترور خليفه سوم و در راستاي نقشه قبلي به خاطر بد نام کردن و خراب کردن موقعيت خليفه چهارم به زودي خود را در لشکر و سپاه ايشان داخل نموده و شروع به طرفداري از ايشان کردند. امتحان بس بزرگي بر اصحاب وارد شد. حضرت علي -رضي الله عنه- بنا به مصلحت هايي قصاص و انتقام را به تعويق مي انداخت. از آن طرف کساني چون حضرت طلحه و حضرت زبير -رضي الله عنهما- و افرادي ديگر وقتي صحنه دردناک شهادت حضرت عثمان -رضي الله عنه- را به ياد مي آوردند خود را به خاطر عدم انتقام خون عثمان کاملاً مقصر و گناهکار مي دانستند.

زمينه سازي براي جنگ جمل؛ نقشة بعدي دشمنان

همانطور که قبلاً اشاره کرديم منافقان کوردل پس از اجراي نقشه ترور حضرت عثمان -رضي الله عنه- به سرعت به هواداري از حضرت علي -رضي الله عنه- پرداختند و خود را در سپاه حضرت امير -رضي الله عنه- مخفي کردند. اين اقدام سبب شد که؛

 1- عده اي از اصحاب از اين عملکرد حضرت علي-رضي الله عنه- نگران و معترض شوند .

 2- اختلافاتي بين خليفه جديد و بعضي از اصحاب همچون حضرت طلحه و حضرت زبير رضي الله عنهما ايجاد گردد.

 3- اينکه اصحاب ديگر که بيعت نکرده اند خودشان تصميم به انتقام گرفتن خون عثمان مظلوم -رضي الله عنه- بگيرند.

پس طرح منافقان سبب اين سه کار شد از آن طرف هم مخالفان حضرت علي -رضي الله عنه- در اين قضيه ظاهراً حق داشتند که به فکر انتقام خون حضرت خليفه باشند چرا که با اين مظلوميت در شهر حرام و ماه حرام در جوار رسول الله -صلي الله عليه وسلم- جانشين پيامبر -صلي الله عليه وسلم- را به قتل رساندن بسيار دردناک بود اما صبر و تحمل حضرت علي -رضي الله عنه- بسيار بالا بود و مي خواست با حکمت و مصلحت پيش برود. به هر حال اصحاب و ياران رسول الله -صلي الله عليه وسلم- بدون اينکه متوجه شوند مشغول اجرا ي طرح هاي دشمنان اسلام بودند و دقيقاً در جهتي حرکت مي کردند که خواست قبلي دشمنان بود، يعني اختلاف نظر با حضرت علي -رضي الله عنه- و تصميم به لشکر کشي براي انتقام خون عثمان-رضي الله عنه-. اين دقيقاً چيزي بود که منافقان و دشمنان آرزوي آن را داشتند.

چرا صحابه از حضرت عثمان دفاع نکردند ؟

نکته اي که اشاره به آن را ضروري مي دانم اينکه چرا صحابه -رضي الله عنهم- در همان روزهاي محاصره منزل خليفه از ايشان پاسداري نکردند تا بعداً مجبور به چنين جنگ هاي داخلي نشوند؟

اولاً: تمامي صحابه درآن روزها درمدينه منوره حضور نداشتند به خاطر اينکه موسم حج بود و عده زيادي ازآنها در مکه معظمه بسر مي برند.

ثانياً: صحابه تصور نمي کردند که چنين وضعي پيش بيايد و نمي خواستند در شهر پيامبر و در کنار مرقد مبارک رسول الله -صلي الله عليه وسلم- شميشر کشيده و خوني ريخته شود.

  ثالثاً: از همه مهمتر اينکه خود حضرت عثمان -رضي الله عنه- اجازه نمي داد کسي در اين امر دخالت کند و دستور داده بود هيچ کس حق ندارد به خاطر پاسداري از من در مدينه منوره خوني بر زمين بريزد و گرنه صحابه حاضر بودند با جان و دل از آن خليفه دلسوز پيامبر -صلي الله عليه وسلم- پاسداري و محافظت نمايند. حکايت حضور حضرت حسن -رضي الله عنه- و حضرت حسين -رضي الله عنه- و ديگر جوانان صحابه در اطراف منزل خليفه که در تمام کتابهاي تاريخ به ثبت رسيده گواهي است بر اين مدعا که صحابه مخصوصاً حضرت علي -رضي الله عنه- به هيچ وجه در پاسداري و محافظت از حضرت حضرت عثمان -رضي الله عنه- کوچکترين کوتاهي و تقصيري به خرج نداده است. علامه عبدالشکور لکنوي نيز در زندگاني خلفاي راشدين مطلبي را نقل مي کند که گواهي ديگر بر اين امر است که صحابه با تمام وجود آماده دفاع و پاسداري بودند اما حضرت عثمان اجازه نمي داد ايشان آورده اند: « حضرت عثمان -رضي الله عنه- روز پيش از شهادت, بالاي بام رفته, تني چند از صحابه کرام را فرا خواند و جهت اتمام حجت احاديثي از رسول خدا -صلي الله عليه وسلم- که در فضايل ايشان شنيده بود خواند و از صحابه پرسيد: آيا شما اين احاديث را از رسول الله -صلي الله عليه وسلم- شنيده ايد يا نه؟ همه تأييد کردند. بعد از آن انصار عرض کردند: يا اميرالمؤمنين! مظلوميت شما به انتها رسيده است و براي ما قابل تحمل نيست. اگر شما دستور دهيد تا اين جنايتکاران را از دم تيغ بگذرانيم. ايشان فرمودند: من شايسته نمي دانم که به دستور من خون گوينده « لااله الا الله » به زمين ريخته شود مردم گفتند: پس شما از خلافت دست بر داريد وي گفت من نمي توانم چنين کنم زيرا رسول خدا -صلي الله عليه وسلم-  فرموده است: اي عثمان! خداوند به شما پيراهني مي پوشاند که مردم مي خواهند آنرا از تن تو در آورند اگر به گفته آنان آن را از تنت در آوري بوي بهشت به مشامت نخواهد رسيد لذا من استقامت خواهم کرد. مردم گفتند : پس شما چگونه از اين ظلم نجات مي يابيد؟ ايشان فرمودند: وقت نجات نزديک است امروز رسول خدا -صلي الله عليه وسلم-  را بخواب ديدم که فرمود اي عثمان ! امروز با ما افطار کن لذا امروز روزه گرفتم و انشا الله تا وقت افطار نزد رسول الله -صلي الله عليه وسلم- خواهم رفت [1].

——————————————————————————–

[1]  زندگاني خلفاء راشدين ص 187.

وضعيت دو سپاه

(سعد بن ابراهيم زهري) روايت مي کند که يکي از افراد سپاه حضرت علي -رضي الله عنه- به من گفت: کنا مع علي أربعة آلاف من أهل المدينة)[1] .

ما چهار هزار نفر از اهل مدينه با علي -رضي الله عنه- بوديم. (جعفر بن أبي مغيره) نيز از (سعيد بن جبير) روايت مي کند: کان مع علي يوم وقعه الجمل ثمانمائة من الانصار و أربعمائة ممَّن شهد بيعة الرضوان[2] . در روز واقعه جمل هشتصد تن از انصار و چهار صد تن از اصحاب بيعت الرضوان همراه حضرت علي -رضي الله عنه- بودند . همچنين (مُطَلِّب بن زياد) از (سدي) نقل مي کند که: در واقعه جمل يکصد و سي نفر از بدري ها و هفتصد تن از اصحاب ديگر رسول الله -صلي الله عليه وسلم- حضور داشتند ودر اين معرکه ازهر دو سپاه سي هزار نفر کشته شد که از اين واقعه اي عظيم تر از اين وجود ندارد[3] . 

(سلحه بن کهيل) نيز مي گويد: از کوفه نيز شش هزار نفر به سوي بصره حرکت کردند و در ذي قار خود را به سپاه علي -رضي الله عنه- رساندند وتا رسيدن به بصره ومحل رويارويي دو سپاه تعدادشان به چيزي حدود ده هزار نفر رسيد[4] .

 ——————————————————————————–

[1]  سير اعلام النبلاء ج 2 ص 638.

[2]  منبع سابق.

[3] منبع سابق ص 639.

[4] سير اعلام النبلاء ج 2 ص 639.

آغاز گران جنگ

(کعب بن سور) که افسار شتر ام المؤمنين را مي کشيد با اين نيت که از وقوع جنگ جلو گيري کند , مصحفي را برداشته و بين دو سپاه ايستاد و آنان را به آنچه در قرآن آمده فرا خواند اما ناگهان تيري را پرتاب کردند که به او اصابت کرد و همانجا جان باخت[1]  از آن طرف هم حضرت علي -رضي الله عنه- و حضرت طلحه -رضي الله عنه- که تمايلي به جنگ نداشتند مشغول مذاکره بودند که ناگاه متوجه شدند افراد اوباش و منافقاني که در دل دو سپاه خود پنهان کرده بودند شروع به تيراندازي کردند و بدين شکل جنگ در روز جمعه در خارج از بصره و نزديک قصر عبيد الله بن زياد آغاز شد[2]  حضرت طلحه -رضي الله عنه- فرياد مي زد: اي مردم! دست نگه داريد , دارد فتنه اي برپا مي شود! – اما در آن لحظه کسي گوش نمي داد – با ناراحتي به آسمان نگريست و با پروردگار به گفتگو نشست ؛ خدايا اينها به خاطر عثمان است ما به خاطر انتقام او در اين بلا گرفتار شديم … خداوندا! حق عثمان را از من بگير تا تو راضي شوي[3].  به هر حال حضرت طلحه -رضي الله عنه- نخواست دستش به خون برادر مسلمانش آغشته شود , فوراً صحنه را ترک کرد , اما انگار افرادي نمي خواستند او را در ميدان جنگ نبينند افرادي دوست داشتند به هر قيمتي اصحاب رسول الله-صلي الله عليه وسلم- را در روي هم قرار دهند (مروان بن حکم) وقتي ديد حضرت طلحه-رضي الله عنه- دست به شمشير نمي برد و در حال ترک معرکه است به سوي او تيري پرتاب کرد و او را به شهادت رساند[4]  از آن طرف نيز حضرت علي -رضي الله عنه- که با حضرت طلحه -رضي الله عنه- به توافق رسيده بودند که به شکل ديگري قاتلان را از بين ببرند و از جنگ خوداري کنند , فرياد مي زد : ( لا ترموا احداً بسهم , فان هذا مقام ما فلج فيه , فلج يوم القيامه)[5] به سوي هيچ کسي تير پرتاب نکنيد چرا که اين مقام (و جايي است) که هر کس در آن ناموفق گردد در روز قيامت نيز ناموفق مي ماند (امام حسن بصري) از (قيس بن عباد) نقل مي کند هنگامي که حضرت علي -رضي الله عنه- صحنه هاي تکان دهنده کشتار مسلمانان را مي ديد به فرزندش (حسن فرمود): اي حسن! کاش پدرت بيست سال قبل مرده بود و اين صحنه را نمي ديد حضرت امام حسن -رضي الله عنه- در جواب فرمود پدر جان مگر من چقدر شما را نهي کردم از اين واقعه؟ حضرت علي -رضي الله عنه- فرمود: اي فرزندم! فکر نمي کردم کار به اين جا کشيده شود. علامه سيوطي مي گويد: تعداد کشته شدگان اين جنگ به سيزده هزار نفر رسيد و پس از اتمام جنگ حضرت علي -رضي الله عنه- حدود پانزده شبانه روز در بصره ماند سپس به سوي کوفه حرکت کرد [6]. وقتي پس از خاموش شدن آتش جنگ حضرت ام المؤمنين عايشه صديق- رضي الله عنها – را در هود جش صحيح و سالم ديد با احترام و اعزاز تمام ايشان را بر شتري ديگر سوار کرده و به پاس احترام ايشان تعدادي از زنان را همراهش به مدينه فرستاد[7].

——————————————————————————–

[1]  البدايه و النهايه ج 7 ص 254.

[2] سير اعلام النبلاء ج 2 ص 640.

[3] سير اعلام النبلاء ج 2 ص640.

[4] اسد الغابه ج2 ص 478.

[5] سير اعلام النبلاء ج 2 ص 640.

 [6] تاريخ الخلفاء ص 163

[7] تاريخ اسلام پژوهش دانشگاه کمبريج.

تأملي در واقعه جمل

پس از اين مختصر بخوبي مي توان دريافت که چه کساني خواهان وقوع اين جنگ و نزاع بين مسلمانان بودند و به راستي چه کساني بودند که از اين ماجرا فايده بردند علامه عبدالشکور لکنوي مي گويد : ( هنگامي که سپاهيان حضرت علي -رضي الله عنه- نزديک شهر بصره رسيدند و در آنجا خيمه زدند حضرت علي -رضي الله عنه- حضرت قعقاع -رضي الله عنه- صحابي پيامبر اکرم -صلي الله عليه وسلم- را به عنوان قاصد خود نزد حضرت طلحه و زبير -رضي الله عنهما- فرستاد قعقاع نخست با ام المؤمنين عايشه صديق-رضي الله عنها- ملاقات و مذاکره کرد ام المؤمنين صريحاً اعلام داشت که هدف من فقط اصلاح و تفاهم است تا به نحوي اين فتنه و اشوب از بين برود و امنيت برقرار شود سپس حضرت قعقاع -رضي الله عنه- با حضرت طلحه و زبير -رضي الله عنهما- به مذاکره نشست و پرسيد شما براي اصلاح و اختلاف چه راه حلي پيشنهاد مي کنيد آنان اظهار داشتند که بدون گرفتن قصاص از قاتلان حضرت عثمان -رضي الله عنه- راه ديگري جهت برقراري امنيت و تفاهم به نظر نمي رسد حضرت قعقاع -رضي الله عنه- گفت : دست يافتن به اين هدف بدون وحدت تمام مسلمانان امکان پذير نخواهد بود لذا شما بايد با حضرت علي متحد و متفق شده و براي قصاص چاره اي را در نظر بگيريد اين راي مورد پسند حضرت طلحه زبير -رضي الله عنهما- قرار گرفت حضرت قعقاع -رضي الله عنه-  بشارت و نويد صلح وآشتي را به حضرت علي -رضي الله عنه-  اعلام نمود حضرت علي -رضي الله عنه-  بسيار خوشحال شد و تا مدت سه شبانه روز دو طرف با هم در تماس بودندو مذاکره جريان داشت روز سوم هنگام شام مقرر شد که فردا صبح حضرت طلحه و زبير با حضرت علي کاملاً خصوصي و بدون حضور افراد بيگانه و احياناً شورشيان براي يافتن راه حل اين مشکل به مذاکره بنشينند اين تصميم براي شورشيان ومنافقان بسيار گران تمام شد چرا که آنان مي دانستند که اگر حضرت علي و بقيه صحابه با هم بنشينند قطعاً به صلح و آشتي مي رسند و توطئه آنها بي اثر خواهد ماند و طرحشان نقش بر آب خواهد شد لذا به فکر افتادن که تدبيري به کار گيرند تا از نشستن خصوصي و دست يافتن به صلح و آشتي جلو گيري نمايند عبدالله بن سباء يهودي -بنيانگذار فرقه روافض- در رأس همه فتنه جويان قرار گرفته بود اين حيله گر و دشمن کينه توز اسلام پيشنهاد کرد که امشب بايد جنگ را آغاز کرد و بعداً به علي چنين اطلاع داده شود که گروه مقابل تخلف ورزيده و به جنگ پرداخته است آشوب گران و ياران ابن سباء در آخر شب جنگ را آغاز نموده و در ميان سپاه حضرت علي شايع کردند که طلحه و زبير عهد شکني نموده و بر ما حمله کردند از سوي ديگر در ميان سپاه ام المؤمنين نيز چنين وانمود کردند که حضرت علي عهد شکني نموده جنگ را آغاز کرده است به هر حال شيطنت ابن سباء به نتيجه رسيد و جنگ خونيني در گرفت[1] . ندامت و پشيماني بزرگان هر دو طرف دليل بر اين امر است که بعداً فهميده بودند که افراد ديگري (منافقان) مسبب جنگ بودند و آنان در صدد قتل عام و کشتن اصحاب رسول الله -صلي الله عليه وسلم- بودند با نگاهي کوتاه به جريان جنگ به خوبي آن دستهاي پليد رو مي شود هنگامي که بدون اجازه حضرت علي -رضي الله عنه- و حضرت طلحه -رضي الله عنه- جنگ را شروع کردند و نيزبراي شعله ور کردن آتش جنگ افراد صلح طلب و وحدت طلب رابه قتل رساندند تمامي اينها دلايل روشن و واضحي است که جنگ طلب نه حضرت عايشه و طلحه و زبير بوده اند و نه حضرت علي مرتضي – رضي الله عنهم اجمعين – از سوي ديگر با نگاهي به سخنان و اعمال بزرگان دو سپاه اين واقعيّت نيز آشکار مي شود که آنها به دنبال پست و مقام و رياست نبوده اند و به محض اطلاع از اشتباهشان فوراً استغفار کرده و نادم و پشيمان شدند .

حضرت ام المؤمنين عائشه صديقه -رضي الله عنها- بشدت به سفر خويش به بصره که به وقوع جنگ جمل انجاميد بسيار اظهار ندامت و پشيماني مي کرد و هرگاه به ياد آن واقعه مي افتاد به حدي گريه مي کرد که چادر و روسري اش خيس اشک مي شد[2] .

حضرت طلحه -رضي الله عنه- نيز به محض مذاکره با حضرت علي -رضي الله عنه- و پي بردن به توطئه اي که دشمنان ريخته بودند با رضايت کامل از حضرت علي -رضي الله عنه- جدا مي شود و خود را به خاطر کوتاهي در امر پاسداري از حضرت عثمان -رضي الله عنه- مقصر مي داند و مي گويد خدايا حق عثمان را از من بگير تاتوراضي شوي[3] . اما حضرت زبير -رضي الله عنه- وقتي حضرت علي -رضي الله عنه- حديث رسول اکرم-صلي الله عليه وسلم- را برايش بيان مي کند که مگر به ياد نداري رسول الله -صلي الله عليه وسلم- در مورد جنگ تو با من پيشگويي کرده و فرموده : ( اي زبير تو بر موضع اشتباه خواهي بود ) حضرت زبير-رضي الله عنه- به محض شنيدن اين سخن از حضرت علي -رضي الله عنه- با قلبي راضي از او جدا شده و از حضورش در اين نبرد کاملاً پشيمان و ناراحت مي شود[4]. همان طورکه پيش تر اشاره نموديم خود حضرت علي -رضي الله عنه- نيز از حضورش در مقابل حضرت عايشه-رضي الله عنها- و وقوع چنين جنگي به شدت ناراحت و نگران بود و با ناراحتي مي فرمود : کاش بيست سال قبل مرده بودم و شاهد اين نبرد نمي بودم وقتي در مورد کشته شدگان سپاه مقابل از ايشان سؤال مي کنند و ميفرماي : هر کدام از اين افراد که داراي قلبي صاف و بدون نفاق بوده باشند وارد بهشت مي شودند[5].

——————————————————————————–

[1] زندگاني خلفاء راشدين ص 212-211.

[2] شرح عقيده الواسطيه.

[3] سير اعلام النبلاء ج 2 ص 640.

[4]  البدايه و النهايه ج 7 ص 261.

[5] مقام صحابه ص 141 به نقل از منهاج السنه ج 2 ص 61.

Read Full Post »